نقد فیلم خارجی

نقد کالکشن فیلم ارباب حلقه ها

نقد و بررسی سری فیلم های ارباب حلقه ها

نقد قسمت اول فیلم ارباب حلقه ها(The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring)

ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه (به انگلیسی: The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring) فیلمی فانتزی حماسی به‌کارگردانی پیتر جکسون است که براساس جلد نخست رمان ارباب حلقه‌ها به‌قلم جی. آر. آر. تالکین ساخته شده‌است. یاران حلقه بخش نخست سه‌گانهٔ سینمایی ارباب حلقه‌ها به‌شمار می‌رود که دنباله‌های آن شامل ارباب حلقه‌ها: دو برج و ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه می‌شوند.این فیلم به‌دستِ شرکت نیو لاین سینما در 19 دسامبر 2001 در ایالات متحده نمایش داده شد و یکی از موفقیت‌های باکس‌آفیس با درآمد 871 میلیون دلار در سراسر جهان محسوب می‌شود. این فیلم همچنین برندهٔ چهار جایزهٔ اسکار شده‌است. ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه آغازی بود بر طوفانی که جکسون با سه‌گانهٔ ارباب حلقه‌ها در جهان سینما آغاز کرد، طوفانی که بعد از بیست سال همچنان قابل‌بحث است؛ این‌که او چه‌طور به‌عنوانِ یک کارگردان تازه‌کار این چنین حماسهٔ بی‌نظیری پدیدآورد. فیلم در دوازده رشته در اسکار نامزد شد؛ و در چهار رشته جایزه را به‌دست‌آورد.ارباب حلقه ها: یازان حلقه هم اکنون در رتبه یازدهم 250 فیلم برتر بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها موسوم به «آی ام دی بی» می باشد. همچنین یکی از 100 فیلم برتر تمام ادوار از نگاه بنیاد فیلم آمریکا می باشد.

خلاصه داستان: داستان در آردا سرزمین میانه اتفاق می‌افتد و در مورد ارباب تاریکی‌ها است که در جست‌وجوی حلقهٔ یگانه ای‌ست که خود ساخته، ولی سال‌ ها پیش در جنگ از دست داده و حالا از محلّ آن خبر ندارد. فیلم با صدای گالادریل شروع می‌شود و ساخت حلقه به‌دستِ ارباب تاریکی، سائورون، را نشان می‌دهد. سه حلقه برای الف‌ها و نُه حلقه برای انسان‌ها و پنج حلقه برای کوتوله‌ها (دورف‌ها). سائورون می‌خواهد تمام سرزمین میانه را تسخیر کند، ولی آخرین اتحاد الف‌ها و آدم‌ها جلوی پیش‌رَوی سپاه او را می‌گیرد تا این‌که خود وارد جنگ می‌شود و پادشاه انسان‌ها، الندیل، را می‌کشد. پسر الندیل، شاهزاده ایسیلدور، در صدد انتقام کشته‌شدن پدرش به سائورون حمله می‌کند و با تیغهٔ شکستهٔ شمشیر پدرش، نارسیل، دستی را که حلقهٔ یگانه بر آن بود قطع می‌کند. جسم سائورون از بین می‌رود ولی روح‌ش، به‌دلیلِ این‌که با حلقه پیوند خورده‌است، نابود نمی‌شود. تا وقتی که حلقه در آتش کوه نابودی (جایی که ساخته‌شده بود) از بین نمی‌رفت، سائورون نیز زنده می‌ماند. بعدها ایسیلدور جذب حلقه شد و از ازبین‌بردنِ آن پرهیز کرد ولی در راه بازگشت از جنگ، گروهی از اُرک‌ها به او حمله کردند و او را کشتند. حلقه در رودخانه افتاد و برای 2500 سال گم شد.سال‌ها بعد گالوم آن را پیدا کرد، حلقه به او عمری طولانی و غیرعادی داد و او برای پانصد سال در غار زندگی می‌کرد، تا این‌که حلقه از فرصت استفاده کرد و از گالوم جدا شد و خود را در راه هابیتی به‌نامِ بیلبو بگینز قرار داد، ماجرای فیلم از این‌جا شروع می‌شود و داستان رسیدن حلقه به فرودو بگینز و سفر او به ریوندل و از آن‌جا آغاز سفرش برای نابودی حلقه و خطرات راه را تعریف می‌کند؛ ولی فرودو در این کار تنها نیست و هشت نفر او را در این سفر یاری می‌کنند. نُه نفر به‌نام‌های اراگورن و گاندولف خاکستری و لگولاس و گیملی و برومیر و فرودو و سم و دو هابیت دیگر (مِری و پیپین) راهی سرزمین موردور می‌شوند. آن‌ها ابتدا از مسیر کوهستان می‌روند؛ ولی با حیلهٔ دشمن در برف گرفتار می‌شوند و ناچار به درون غار می‌روند. در غار موجودی اهریمنی به نام بالروگ گاندولف را با خود به اعماق دره می‌برد.در ادامه، برومیر قصد فریب فرودو و گرفتن حلقه برای خود را دارد (که در این راه موفق نمی‌شود)، ولی درنهایت مقابل ارک‌ها شرافتمندانه در کنار دیگر یاران حلقه می‌جنگد و در این مبارزه کشته می‌شود. امّا مری و پیپین را ارک‌ها اسیر می‌کنند. فرودو و سم از گروه جدا می‌شوند و به‌تنهایی به سفر خود برای نابودی حلقه ادامه می‌دهند. در پایان فیلم نخست، آراگورن و لگولاس و گیملی برای نجات مری و پیپین به دنبال ارک‌ها می‌روند. درواقع، یاران حلقه از هم جدا می‌شوند.

جوایز و افتخارات:

  • برنده اسکار بهترین فیلم‌برداری
  • برنده اسکار بهترین جلوه‌های ویژه
  • برنده اسکار بهترین چهره‌پردازی
  • برنده اسکار بهترین موسیقی متن
  • کاندیدای اسکار بهترین فیلم
  • کاندیدای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
  • کاندیدای اسکار بهترین کارگردانی
  • کاندیدای اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی
  • کاندیدای اسکار بهترین طراحی هنری
  • کاندیدای اسکار بهترین طراحی لباس
  • کاندیدای اسکار بهترین صدا
  • کاندیدای اسکار بهترین تدوین
  • کاندیدای اسکار بهترین موسیقی
  • کاندیدای گلدن گلوب بهترین فیلم درام
  • کاندیدای گلدن گلوب بهترین کارگردانی
  • برنده بفتای فیلم
  • برنده بفتای بهترین کارگردانی
  • برنده بفتای بهترین گریم و آرایش مو
  • برنده بفتای بهترین جلوه‌های تصویری
  • کاندیدای بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد
  • کاندیدای بفتای بهترین فیلم‌نامه اقتباسی
  • کاندیدای بفتای بهترین تدوین
  • کاندیدای بفتای بهترین طراحی لباس
  • کاندیدای بفتای بهترین فیلم‌برداری
  • کاندیدای بفتای بهترین صدا
  • کاندیدای بفتای بهترین طراحی تولید
  • کاندیدای بفتای بهترین موسیقی

نقد فیلم «ارباب حلقه ها: یاران حلقه» به قلم منتقدین نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز

منتقد: الویس میچل-نیویورک تایمز

«احتمالا دو گروه وجود دارند که از اقتباس سینمایی پر زرق و برق جی. آر. ار تالکین«ارباب حلقه‏ ها»به یک اندازه ترسیده‏اند، یکی دوستداران و طرفداران پر و پا قرص کتاب و گروه دیگر آنهای که سرتاسر زندگی‏شان از آن‏ دوری گزیده‏اند. امّا قطعا هر دو گروه از نتیجه کار پیترجکسون سازندهء فیلم‏ راضی و خشنودند؛ چراکه او در مواجهه با هولناک ترین فانتزی کلاسیک تاریخ‏ کاری قهرمانانه انجام داده است.

جکسون برای تبدیل کتاب به فیلم ناگزیر شده آن‏را به فشرده‏ ترین حالت ممکن‏ تبدیل کند. او به عنوان کارگردان و یکی از فیلمنامه ‏نویسان «ارباب حلقه ‏ها»به‏ خوبی دانسته که آنچه مردم در داستان می‏پسندند، صحنه‏ های جنگ میان خیر و شر است. در جشن صد و یازدهمین سالگرد تولد بیلبو، او حلقه‏ای به برادرزاده‏اش‏ فرودو-باا بازی الیجاوود. می‏دهد و همین حلقه، فرودو را بدل به نقطهء نقل‏ درگیری‏های مربوط به آینده دنیا می‏کند.

حلقه که به همراه خود«سنگدلی، بدخواهی‏ و تمایل به سلطه بر تمامی زندگی» یک جادوگر شیطانی دارد، باید در سرزمین‏ موردور از این بین برود، یعنی همان جایی‏که به وجود آمده است. حتی گاندالف‏ جادوگر هم از این لحقه هراس دارد.در این میان هر گروهی که تمایل به تصاحب حلقه دارد، به نوعی فریب قدرت‏ آن‏را خورده و به فساد و تباهی کشیده می‏شود. حال دیگرچه تفاوتی می‏کند. حلقه به دست چه کسانی بیفتد؛آنها که مقاصد خیرخواهانه دارند و یا افرادی‏ که فقط به خود و منافعشان می‏اندیشند. بدین ترتیب«ارباب حلقه‏ ها»لبریز از صحنه‏های درگیری و تعقیب برای در دست گرفتن قدرت می‏شود. پیتر جکسون‏ هم جوهره داستان را در خدمت این صحنه‏ های هیجان‏ انگیز قرار داده تا به نوعی‏ به خواست مخاطبان پاسخ گفته باشد.کتاب های تالکین در عصری نوشته و سینه‏ به‏ سینه نقل شد که فانتزی هنوز مثل‏ جهان امروز به فرهنگ غالب تبدیل نشده بود به همین دلیل است که بخش‏ اعظم از فیلم برای آنهایی که حتی کوچکترین آشنایی هم با کتاب ندارند، آشنا به نظر می‏رسد. می‏توان در بخشهایی«ارباب حلقه‏ ها»را تا حدودی مشابه‏ «جنگ ستارگان»و خود جکسون را دنباله رو جرج لوکاس دانست. گویی او در ساخت اثر به«جنگ ستارگان»و همهء فیلم‏های که در 30 سال اخیر شامل‏ جنگ‏های حماسی فراجهانی بوده‏اند نظر داشته است.

در هیچ کجای فیلم جایی‏ برای زنان در نظر گرفته نشده و زنانی هم که درگیر ماجرا می‏شوند چنان حضور کوتاهی دارند که گویی شبح و اوهام هستند.جکسون برای اینکه تماشاگران بتوانند میان گروه‏ های درگیر تمایزی قابل شوند، موهای افراد هر گروه را به‏ سبک گروه‏های موسیقی دهه هفتاد آرایش کرده است؟ گروه‏هایی نظیر آئرواسمیت، پیتر فرامپتن و برادران آلمن»

منتقد: کنت توران- لس آنجلس تایمز

«در اولین نگاه به سه‏ گانه«ارباب حلقه‏ها»آنچه جلب توجه می‏کند، اعداد و ارقام هستند. هر سه فیلم این مجموعه به صورت پی‏ در پی و در زمانی معادل‏ 274 روز و صرف بودجه 300 میلیون دلار درخام نیوزیلند ساخته شد و همین‏ امر کافی است تا چشم هر بیننده‏ای از شگفتی گرد شود. اما هوش، هنر، خلاقیت و احساس پیتر جکسون چنان به ثمر نشسته که در تماشای اولین‏ قسمت از تریلوژی«ارباب حلقه‏ها». همه حواشی پروژه و دلارهای هزینه شده‏ به فراموشی سپرده می‏شوند.

خط داستانی فیلم بسیار ساده است: نه نفر در سفری خطرناک برای نجات‏ جهان به پیش می‏روند. اما ماجراها و رویدادهای این سفر و ذات و جوهره آن‏ جهان به قدر کافی پیچیده و عجیب است که سادگی داستان رخ نمی‏ نمایند و این دقیقا همان چیزی است که جی. آر. ار تالکین مد نظر داشته است. این‏ نویسنده موفق به قدری کمال‏گرا و مسامحه‏ گر بود که برای نوشتن کتاب هزار صفحه و اندی‏اش بیش از 14 سال وقت صرف کرد و می‏توان گفت که‏ جکسون هم در مقام کارگردان، نویسنده و تهیه ‏کننده «ارباب حلقه‏ ها» تمامی‏ سعی خود را به کار برده تا به اصل داستان وفادار بماند. آنچه این روزها با موفقیت بر پرده سینماهای ایالات متحده و اروپاست نشان می‏دهد که فیلم ساز در کار خود کاملا موفق بوده است.مهم‏ترین کار او در جریان تولید«ارباب حلقه‏ ها»، توجه ویژه او به خلق‏ شخصیت‏ هاست. فیلم همانند اثر موفق پیشین او یعنی «مخلوقات آسمانی»، درامی روانشاسانه نیست. واقعا از عجایب روزگار است که فیلمسازی چون‏ جکسون با علاقه شدیدی به پیچیدگی‏های فطرت بشری، اشتیاق خود را به‏ خلق اثری حماسی با بودجه سرسام‏آور نشان دهد و در عمل هم این همه‏ تفاوت را به منصه ظهور برساند. شخصیت‏های فیلم نه تنها با هوشمندی به‏ تصویر کشیده شده‏اند، بلکه انتخاب بازیگران هم با همان زیرکی و زکاوت‏ انجام شده شده‏اند، بلکه انتخاب بازیگران هم با همان زیرکی و زکاوت‏ انجام شده است؛حتی اگر برخی انتخاب‏ها چندان عاقلانه نباشند. کیت‏ بلانشت در نقش ملکه گالادریل، عالی است. ولی شگفتی اصلی را باید لیوتایلر دانست که یکی از بهترین نقش آفرینی‏هایش را به عنوان شاهزاده آرون ارایه‏ می‏دهد.شاید بتوان برای هریک از نه شخصیت جستجوگر«ارباب حلقه‏ها» جایگزین‏ مناسب دیگری معرفی کرد، اما بی‏تردید یان مک کلن 62 ساله به نقش‏ گاندالف جادوگر، شخصیت مرکزی و بی‏بدیل فیلم لقب می‏گیرد. دیدن جیمز ویل «خدایان و هیولاها» در هیبت یک جنگجوی تمام و کمال علیه نیروهای‏ شر یعنی درک توانایی‏های بازیگری بزرگ و کم‏نظیر.گرچه«ارباب حلقه‏ها» دو ساعت و 58 دقیقه به طول می‏انجامد، اما از حس‏ ماجراجویانه فیلم هرگز کاسته نمی‏شود و قهرمانان داستان خطرات فراوانی‏ را از سر می‏گذرانند»این یادداشت ها بعد از اکران قسمت اول فیلم نوشته شده اند.

نقد قسمت دوم فیلم ارباب حلقه ها(The Lord of the Rings: The Two Towers)

ارباب حلقه‌ها: دو برج (به انگلیسی: The Lord of the Rings: The Two Towers) فیلمی فانتزی حماسی به‌کارگردانی پیتر جکسون است که بر‌اساس جلد دوم رمان ارباب حلقه‌ها به‌قلمِ جی. آر. آر. تالکین ساخته شده‌است. این دومین قسمت از سه‌گانهٔ سینمایی ارباب حلقه‌ها محسوب می‌شود و دنباله‌ای بر ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه (2001) است.

سه روز از داستان یاران حلقه گذشته‌است. در ابتدا، فرودو همراه با سم در سنگلاخ‌ های امین میول سرگردان‌اند، تا این‌که موجودی به‌نام گالوم را که در تعقیب آن‌ها بود می‌گیرند و فرودو پس از اعتماد به او از او می‌خواهد که آن‌ها را تا دروازه‌ی سیاه موردور هدایت کند. از سوی دیگر مری و پیپین به‌دستِ گروهی از ارک‌ها گرفتار شده‌اند و ارک‌ها می‌خواهند آن‌ها را به آیزنگارد ببرند. آراگورن، لگولاس و گیملی هم به‌دنبالِ ارک‌هایند تا مری و پیپین را نجات دهند. سارومان در آیزنگارد قدرت خود را افزایش داده و می‌خواهد با سائورون متحد شود تا دنیای انسان‌ها را نابود کنند و قدرت دو برج یعنی اورتانک و باراد-دور را بر آن‌ها اعمال کند.

جوایز و افتخارات:

جایزه اسکار 3

برنده: جایزه اسکار بهترین جلوه‌های تصویری, جایزه اسکار بهترین تدوین صدا.

نامزد: جایزه اسکار بهترین فیلم, جایزه اسکار بهترین طراحی صحنه, جایزه اسکار بهترین تدوین, و جایزه اسکار بهترین میکس صدا (کریستوفر بویز, مایکل سمانیک, مایکل هدگس و هاموند پیک).

جایزه گرمی: (هاوارد شور)جایزه هوگو: بهترین درام

خلاصه داستان: سه روز پس از داستان یاران حلقه گذشته‌است. دوستی «یاران حلقه» از هم گسیخته است. اتحاد از بین رفته و برومیر مرده است. فرودو و سم تنهایی به موردور رفته اند تا حلقه را نابود سازند، مری و پیپین بوسیله ء اوروک-های اسیر شده اند، و آراگورن، لگولاس، و گیملی به دوستی روهان ها درآمده اند.از سوی دیگر قدرت سایرون در حال افزایش است. سارومان در آیزنگارد قدرت خود را افزایش داده و می‌خواهد با سایرون متحد شود تا دنیای انسان‌ها را نابود کنند و قدرت دو برج یعنی ارتانک و باراد دور را بر آنها اعمال کند. ارتش مملو از اورک سارومان آماده ی حمله به آراگون و مردم روهان هستند. یکی از اصلی ترین محافظان حلقه یعنی گالوم که فرودو و سم را برای دست یابی به حلقه تعقیب کرده، دستگیر می شود و برای کشف محل نابودی حلقه بعنوان راهنما بکار گرفته می شود. «نبرد حلقه» تازه آغاز شده است …

نویسنده: الویس میچل

“پیترجسکون” دلبستگی و پایبندی اش به حفظ حس و حال و فضای سه گانه “ارباب حلقه ها”، اثر ” ج. ر. ر. تالکین” را در دومین اقتباس از این رمان به نمایش می گذارد. شاید اولین قسمت این فیلم سه گانه تصمیم نداشته است که عناصر مهم داستانی قبلش را بی چون و چرا تکرار کند.نقشه این است: می خواهد ما را یک راست به میان ماجرا پرتاب کند. این ترفند حتی برای کسانی که رمان را به خوبی کف دستشان می شناسند هم لحظاتی از تشویش و نگرانی خلق می کند – همان پریشانی که “هابیت” ها، “فرودو” (الیجاوود) و “سام” (شون آستین) در طول سفرشان تجربه می کنند ؛ این ماموریت در “یاران حلقه” آغاز می شود. هنگامی که “فرودو” حلقه ای را به دست می آورد که می تواند نیروهایش را به او منتقل کند و اتفاقاً – همان طور که در اولین فیلم “یاران حلقه” می بینیم – زندگی اش در “زمین میانه” را هم به پایان می رساند.

این فیلم از معدود فیلم هایی است که سرسپردگی عمیق کارگردانش را به رمان اصلی نشان می دهد. “جکسون ” تمام توانایی اش را برای این ادای احترام به کار می گیرد و در نتیجه تلفیقی بی کم و کاست از فیلمساز و نویسنده خلق می کند. شگرد “جکسون” در این حماسه زیبا این است که همان حسی تشویش و نگرانی را که شخصیت هایش تجربه می کنند به تماشاگران منتقل می نماید .خلاصه ای از مبارزه بین جادوگر مهربان “گندالف” (یان مک کلن) و دیو بد ذات – که یکی از مبارزه های فیلم یاران حلقه هاست – در ابتدای فیلم نمایش داده می شود. این صحنه حرکت آغازین فیلم “برج های دوگانه” است. هر چند که شروعی بسیار جسورانه برای ورود تماشاگران به فیلمی دارد که گذشته ای چندان پیچیده داشته و کمترین اطلاعات را در اختیار شان قرار داده است. با وجودی که فیلم اول آن قدر در آمد داشته که بتواند به تنهایی وضعیت متزلزل اقتصاد ایالات متحده را بهبود بخشد، به نظر نمی رسد که جکسون فهمیده باشد که عده ای به وقایع نگاری فیلم حلقه ها از همان ابتدای وجودش، اصلاً مجذوب نشده اند. و حتی ممکن است عده ای باشند که هنوز فیلم ” یاران” را ندیده اند اما با همان شور و علاقه ای که فیلم ” یاران” به خود جلب کرده بود برای دیدن این فیلم به سوی سالن های سینما کشیده شوند. چنین تماشاگرانی ممکن است با دیدن این فیلم سرخورده و گیج شوند یا این که نتوانند تا پایان به دیدن آن ادامه دهند.“تالکین” در داستان فیلم حلقه ها در جستجوی “اراده”، “قاطعیت”، “وفاداری” و در نهایت “ایمان” است و راه های فراوانی برای نشان دادن مفهوم “خلوص و پاکی قلب” جسته است ؛ همانطور که در (ماتئو: 8: 5) و (گیرکه گارد) خلوص قلب، توانایی جان بخشیدن و به وجود آوردن بود- خلوص و بی آلایشی دل نیز موضوع اصلی فیلم “برج ها” هم هست.برای قهرمان ما ” فرودو” که هدفش زدودن و پاک کردن نیروهای شیطانی از “زمین میانه” است، این خلوص، خود را به صورت مبارزه با وسوسه به دست کردن حلقه و تحلیل رفتن توسط نیروی مخرب آن، نشان می دهد و فرودو مزه چیزی که ممکن است در آینده پیش بیاید را چشیده است.او و “سام”، “گلوم” را ملاقات می کنند. هابیتی که زمانی توسط حلقه اغوا شده و اکنون از نظر جسمی و روحی کاملا به هم ریخته است، اندامی نحیف و خمیده دارد با پوست مومی شکل، شفاف وغشایی که فقط محتویات بدنش را نگاه می دارد. “گلوم” از درون شکافته شده است. موجودی عقب مانده، آشفته و مریض است که همواره سعی در دوست شدن با هابیت ها و خشنود نگاه داشتن آنها دارد.او همچنین بچه – مردی ناخوشایند است که بد گمانی و کج خیالی او را به ادامه زندگی و توطئه چینی وا می دارد. “گلوم” مخلوقی، ساخته کامپیوتر است و درست به اندازه سایر شخصیت های فیلم ” برج ها ” پذیرفتنی است که شاید هم یکی از باور پذیرترین آنها باشد. وجود او در این فیلم بسیار تاثیر گذارتر از شخصیت “جارجاربینکز” که “جورج لوکاس” آن را به تازگی در فیلم جدید “جنگ ستارگان” جای داده می باشد.

گلوم با صدای “اندی سرکیس” (که حرکات او را هم انیمیشن سازها شبیه سازی کرده اند)، به خاطر طبیعتش به این شکل در آمده است و جکسون برخلاف دیگر شخصیت های فیلم به او اجازه می دهد که در تناقضاتش تا آنجا که می تواند پیش برود. شاید این مساله تا حدودی به این دلیل باشد که برج ها کم و بیش شبیه به پلی در سه گانه حلقه ها عمل می کنند، با این وجود این فیلم یکی از تکامل یافته ترین اکشن هایی است که تا کنون ساخته شده است. بنابراین، بیشتر جریان فیلم برج ها توسط اطلاعاتی دیکته می شود که باید برای قسمت بعد به خاطر سپرد. جکسون با برجسته کردن شخصیت جنگجو “آراگورن” (ویگومورتنسن) به صورت یک قهرمان، سعی در جبران این قضیه دارد. آراگورن به یک پادشاه طلسم شده (برنارد هیل) کمک می کند تا از قصرش در برابر سربازان بی شمار تحت نفوذ جادوگر شرور و بدجنس یعنی “سارومان”(کریستوفرلی) دفاع کند، دشمنی که مسؤول سرنوشت نافرجام “گندالف” است.

” لی” در آن جامه سفید و مواج با آن ریش سفیدش به خاطر صدای تحکم آمیز و تاثیر گذاری که دارد بسیار مورد توجه قرار می گیرد. به خصوص که صدایش همان طنین و تحکم صدای “مک کلن” را دارد.دستاوردهای جکسون در فیلم برج ها به روش تمام اکشنی که به کار برده است خیلی از آنچه در فیلم اول دیده بودیم، جذاب تر است. او به صحنه های جنگی این فیلم، آب و رنگی کاملاً متفاوت داده است. شیوه جذاب و گیرای او در پرداختن به صحنه های اکشن، هیجان انگیز و پرشور است. ترس و وحشتی که در عین حال سرزنده و شاد کننده هم هست شیوه فیلمسازی فطری و غریزی جکسون است که آن را در ساختن فیلم های ترسناک به کار می گیرد. او این غریزه را این جا، و در این فیلم با عناوینی حماسی تشدید می کند به صورتیکه عظمت و زیبایی آنچه در پی می آید خیره کننده است – مثلا در صحنه ای از فیلم افراد “سارومان” در یک نمای بالای سردیده می شوند که با سپرهایشان طوری در قصر حرکت می کنند که شبیه به بال های یک حشره عجیب و افسانه ای به نظر می آیند.یکی از جنبه های استادانه برج ها، این است که چنین فیلم پر از گذار و تغییری، نزدیک به سه ساعت طول می کشد و باز هم تا آخرین لحظه توجه تماشاگران را به خود معطوف نگاه می دارد. از آنجا که برج های دو گانه باید به میزان کافی داستان را برای قسمت بعدی محفوظ نگاه دارد از مناسبات احساسی بسیار سرسری می گذرد. با وجود این جکسون چنان عنان ماجراها را در دست گرفته است که من برای دیدن فیلم بعدی لحظه شماری می کنم – البته منظور من فیلم است که بعداز تمام شدن سری حلقه ها قصد دارد به نمایش بگذارد.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن